تعهد داشتن يه حس عاليه . جدي ميگم! يه حسي كه بهت ميگه همه چي تموم شد.
حالا اين تموم شدن همه چي نيست. امروز يكم سرم خلوت بود ، حسين هم رفته بود دنال كارهاش.
كلاس گرافيك كامپيوتر رو بي صبرانه سپري كرديم يا پرت و چرت هاي استاد رو ۲ ثانيه بعد فراموش كنيم.
هواي گرم و اتوبوس واحد
كدوم نديد بديدي اين طرح سامانه اتوبوس هاي تند نرو رو انداخته. خدا از
سر تقصيراتش نگذره...
امروز با مهسا هم خنديديم ، هم گريه كرديم ، هم مسخره كرديم هم مسخره شديم ...
داداش خان هم كه اعصاب برام نذاشته.![]()
![]()
همين جوري :
۱- اتوبوس واحد احساساتمو پودر مي كنه !![]()
۲- باد كه مي زند دوست داشتنم مي آيد ..![]()
۳- آقاي نابينا اشك ما رو در آورد كاش غرورت رو نميشكستي..![]()
۴- به خاطر مورد ۳ بغض كردم الان !(بغض)
۵- از سفر هم بگم ؟آب طالبي ي ي ي ي ي پانديز حال داد اساسي ![]()
۷- از سفر هم بگم ؟![]()
۸- جاده، ذوق و شوق، طبیعت پاییزی، سبز و زرد و قرمز، بلوار ساحلی![]()
۹-من، تو، پاستیل، سیگار، چایی، دریا، بوف، جوراب، انتقام[!]![]()
۱۰-فلکه کشوری، من، تو، پالم، آیسپک، استخر ، کفشهای پر ِ ماسه، پادگان، دستگیرهی در ماشین[!]![]()
۱۱-سید، شیرین، ظهرها ساعت سه[!]![]()
۱۲-خاطره، دلتنگی، میدون ، آبهلو، تاببازی، دلتنگی، گریه، بارون![]()
۱۳-بارون، بارون، ابرهای خامهای، خورشید، آسمون، جاده، مه، خونه... بازم خونه! ![]()
۱۴-اصلاً ِ اصلاً حوصلهی خونه رو ندارم! ![]()
۱۵-رفيق خاكي جان لطفاً سوال درست را در زمان درست بپرسید تا جواب درست بگیرید. ![]()
۱۶- ماهی قید پرواز رو زده؛![]()
۱۷- اصلاً باي![]()
كلاس تئوري هم يه ربع تحمل كردم. حالم از درس بهم ميخوره ، يه انگيزه قوي ميخوام كه من با حس قبليم آشتي بده ..
ولي نميشه . حس قبليم دفعه آخر كه من ميخواستم زندگيمو تغيير بدم با عصبانيت بهم نگا كرد و گفت : " قهر قهر تا روز قيامت " ![]()
يعني من فقط اون دنيا ميتونم دوباره اون حس قبلي رو داشته باشم.. خيلي دور خيلي نزديك !!![]()
همين جوري :
1- حالم از دانشگاه و پله هاش بهم ميخوره ![]()
2- براي بار اول وقتي كارت اعتباري مهسا رو جلوي اون گيرنده اتوبوس واحد گرفتم فهميدم خيلي راحت ميشه انسان معمولي شد .. ![]()
3- توي اتوبوس 2 بار خفه شدم ![]()
4- دانشگاه يه مدرسه بزرگه شايدم مدرسه يه دانشگاه كوچيك. در هر صورت من از هردوشون متنفرم ![]()
5- عصر مهسا بد جوري تنهام گذاشت ![]()
6- وقتي تصادف توي بزرگراه پاسدارن رو ديدم كمربندمو بستم . ![]()
7- كول ديسكم گم شد . كول ديسكم دزديده شد . كول ديسك بدرور..![]()
8- به خاطر مورد 7 خيلي ناراحتم ![]()
9- يك مورد وفاداري شديد مشاهده كردم . نشانه آخرالزمان است ![]()
10- دلم سفيد بازي مي خواد ![]()
وقتي هم استاد بلد نباشه درس بده ديگه واويلا
ساعت هم كه جلو نميرفت ...
واااااي كلاس رياضي با اين كه فقط جسمم كلاس بود ولي با مهسا كلي خنديديم.. استاد گيج به درد اين چيزا مي خوره ديگه..
ناي راه رفتن هم نداشتم. برگشتني هم راه دراز شده بود
جنازمو رسوندم خونه و تا خوابيدم صداي مهموناي همسايه پاييني بيدارم كرد. وحشي ها ![]()
به به .. تولد ملينا و مليسا پر زد.. آخيش .. مهموني چيزه غير قابل تحملي واسم
عوضش ميرم مسافرت.. نياز دارم![]()
همين جوري:
۱- حس درس خوندنم ذوب شده ..![]()
۲- از هرچي فست فوده متنفرم.. مخصوصاً همبرگر![]()
۳- دلم ماست موسير خنك مي خواد..![]()
۴- شبيه بچه ها راه مي رفتم ![]()
۵- لواشك جنگلي حالم رو خراب كرده ![]()
۶- خدايا هميشه دوستم داشته باش...![]()
۸- زندگيم رنگ ديگه اي شده.. خوشرنگ ولي تيره![]()
۹- پاييز بهاريست كه عاشق شده است..![]()
۱۰- خدانگهدار كلوب آبرسان![]()
تصميم گرفتم برم دانشگاه ، ۱ ساعتي اونجا بودم بعد به مهسا گفتم بريم شهناز... مهسا كل شهر رو پيچيد تا رسيد شهناز
، حالا كارم هم حل نشد هيچي شديداً هم خسته شدم
معني يه قدم تا خوشبختي توي كلوب امروز واقعاً برام معني داشت وقتي داشتم از گشنگي ميمردمو چند قدم مونده بود برسم به پيتزا واحد
برگشتم دانشگاه ولي رفتم نماز خونه چرت بزنم كه نزدم
شب ساعت ۹ رسيدم خونه چون داشتيم واسه تولد ملينا و مليسا خريد ميكرديم البته به نفع اونا.
همين جوري:
۱- از بيكاري متنفرم![]()
۲- خيابون فردوسي يه رنگ ديگه داشت.. تيره بود يهو دلم واسه اينجا تنگ شد ![]()
۳- نگاه آدماي اونطرفا هم فرق مي كرد در ضمن ![]()
۴- حالم از ذوق و شوق ۲ تا جوون واسه خريد عروسي بهم ميخوره ![]()
۵- كوپن فروشا زندگي ندارن ؟؟![]()
۶- مهسا يه دعاي قشنگ كرد : " خدايا همه گشنه هارا سير گردان" ما هم : "آمين"![]()
۷- گشنمه![]()
۸- حوصله هيچ جنبنده اي رو توي شعاع ۲۰ متريم ندارم ![]()
۹- ملينا امروز منو ول نميكرد و بغل هيشكي نميرفت . ميدونم چرا .![]()
۱۰- چه كيك تولدهايي داشت تشريفات ![]()
۱۱- شبيه اين روزهاي چشم هاي تو خسته ام..![]()
۱۲- توي ماشين چرت زدن ، حس آدم هاي پر مشغله و خستگي هاي مداوم ..اعتماد به نفس ميده ![]()
۱۳- يادم باشه يه گوشيه منشي دار بگيرم با صداي نازك
۱۴- با ميله هاي آبرسان رفيق شده ام ![]()
۱۵- وقتي بابام خورد به اون آقاي نابينا ناراحت شدم كه چه باباي كوري دارم ![]()
۱۶- اين روزا خيلي رو كلوب وقت ميذارم. شايسته هست كه رئيس جمهور شم![]()
۱۷- داد زدنم مياد !![]()
۱۸- نمي رنجم اگر باور نداري عشق ما را!![]()
همين جوري:
اصلاً هم همين جوري ندارم![]()
كار آموزي يعني خر حمالي براي يه عده كارمند تنبل كه اسمشون رو گذاشتن مهندس.. صبح با بي حالي زايد الوصف رفتم دانشگاه .. وقتي هم كه همه دانشگاه پره موجود مذكر ، دلتنگيم به جنون تبديل ميشه
حالا خوبه مهسا بود ، نرم افزار ويژوال طولاني ترين نرم افزاري بود كه نصب كرديم. خود آقاي شهرزاد هم ميديد كه دارم از حال ميرم .
نمي دونم اين تغييري كه مي خوام شروع كنم واسه زندگيم خوبه يا نه !!
همين جوري :
1- نگهباني دانشگاه نمي دونم دلش به چي خوشه كه .. ![]()
2- چرا به پسرا بايد يه حرفو 100 بار تكرار كرد ؟![]()
3- يكي بهم سلام كرد و آشنايي داد ، هنوزم نشناختمش ![]()
4- يه پسر به يكي از استادام گفت : " انجير " ..خودم هم حال كردم ![]()
5- يعني من اينقدر عوض شدم كه آقاي عزيزي به من بگه : " خانوم كريمي ؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!" ![]()
6- اين روزا جالب شدن ![]()
7- خيلــــــــي ![]()
8- حوصله كلوب رو ندارم ![]()
9- درايو فيلم هام فرمت شد ![]()
10- به درك .. ![]()
11- ساندويچم رو تا ته خوردم . مهسا تعجب كرد ![]()
12- وقتي بابام كنارم راه ميره ، افتخار ميكنم ![]()
13- خوشگل شده بودم ![]()
عيد فطر مباركتان باد . ما كه روزه دار نبوديم !!![]()
چند جا رو واسه تبريك پيچيوندمو خونه تنها بودم ، ولي ديگه حرف مامان بزرگم خوشگلمو نمي تونستم زمين بندازم .![]()
كلي با ملينا و مليسا بازي كردم. نهار هم دور هم بوديم.. مامان بزرگم مي گفت قشنگترين لحظه زندگيش وقتيه كه بچه هاش دور يه سفره جمع ميشن
. احساس يه مادري رو پيدا كردم كه بچه اش سقط شده باشه ![]()
هواي باروني بعد اون بارون سنگين هم كه منو هوايي ميكرد . اصولاً جنبه هيچ زيبايي رو ندارم ![]()
هرچي فكر ميكن يادم نمياد شام چي خورديم ، ولي بعدش هم رفتيم خونه عمو بزرگه كه بدجوري دلم گرفت
همين جوري :
1- همين جوري امروز خيلي كمه ![]()
2- بوي گاز خونه مامان بزرگ هيچكس و نگران نكرد . جز من ![]()
3- عمه جون ، من نمي خوام تولد دو قلوهات بيام .. حالا هي تو از من نظر بخوا ![]()
4- اراده خيلي مهمه. هر موقع اراده جدي دارم ، كارم جلو ميره ![]()
5- ترك خيلي سخته ، تلاشمو مي كنم ![]()
صبح و زود و تاخير استاد و كلاس گرافيك كامپيوتر با اون توابع ضايعش واقعاً غير قابل تحمله.
.
مهسا هم كه ديگه نو كه اومد به بازار كهنه ميشه دل آزار... تصميم گرفتم برم پيش ساناز ، دلم براش تنگ بود و اگه نميديدمش آروم نميشدم .![]()
ساعت 12 رفتيم . ازم فال قهوه گرفت و چيزاي خوبي گفت مثل هميشه ![]()
استاد پروژه هم تا سر كارم گذاشت آخرش به ضرر خودش تموم شد
. يه استاد نتونه برنامه زمانيشو مديريت كنه واي به حال من و تو
نمايشگاه دفاع مقدس دانشگاه هم خيلي حرفا واسه گفتن داشت اما حيف كه 4 نفر فقط اونجا بودن كه گوش بدن ![]()
صداي دستگاههاي اين كارگرا هم كه .. دانشگاه تا الان سالن غذاخوري نداشت ما مگه مرده بوديم ؟![]()
همين جوري :
1- پسر بچه هاي زير 18 سال ساعت 12 كه از مدرسه تعطيل ميشن هوا بدجوري آفتابي ميشه
2- از صداي خنده بلند دخترا توي دانشگاه متنفرم ![]()
3- دفاع مقدسي ها خيلي اعتماد به نفس دارن ![]()
4- حسودي ها شروع شده و اين منو بيشت تر از قبل ناراحت ميكنه ![]()
5- پاسداران ساعت 3 خيس بود ![]()
6- حوصله تولد ملينا و مليسا رو ندارم به كي بگم ؟![]()
7- اون ساعتي كه ليدا ميخواست بخره خيلي قشنگ بود ![]()
8- دلم مي خواد انگيزه اين دماغ عملي ها رو بدونم . چرا ميخوان تقارن روي صورتشون به حداقل برسه ؟![]()
9- راننده پژو كه با ما تصادف كرد ضايع شد . 35 تومن اينقدر دست و پا گم كردن نداشت ![]()
10- بچه كوچولوها باهام مهربون شده بودن . وقتي از پشت بهم سلام كردن ![]()
11- با اينكه دلم نمي خواست ولي به 3 تاشون هم لبخند زدم ![]()
12- ساناز مرسي . آروم شدم عزيزم![]()
زنگ موبايلم ساعت 6:30 صبح بدترين چيزيه كه دارم تحمل ميكنم
. استاد هم يه ساعت تاخير ، واقعاً نظام آموزشي دانشگاه ما حرف نداره ..
ليدا پيشنهاد داد بريم رشديه. يه دور زديم و برگشتيم وليعصر . امروز كلاً حس درس نداشتم ![]()
كلاس "ذخيره بازيابي اطلاعات" به زور چشامو باز نگه داشته بودم و عين بز سرمو تكون مي دادم كه مثلاً يه چيزي حاليمه . . براي كلاس " محاسبات عددي " هم نتونستم جنازمو ببرم. رفتم نماز خونه چرت زدم ![]()
همين جوري
1- جالب ترين اتفاق امروز *********** ۳ نفر بهم گفتن : " بچه جنوبي؟! .." ![]()
2- يه راننده تاكسي دلش بدجوري از مملكت پر بود ، كرايه ما رو زياد گرفت ( ميگم همه عقده هاشو سر من خالي مي كنن)![]()
3- "راسته رز" پاساژ رشديه يادم بمونه ![]()
4- همه داشتن لواشك محلي خيلي ترش مي خوردن . سنگفرش بوي دل درد داشت ![]()
5- روزه خواري خيلي طبيعي شده ، من فكر ميكردم فقط من ...![]()
6- اون سويي شرت قرمزه خيلي خوشگل بود ![]()
7- ليدا خوشحال بود كه خيلي بهش خوش گذشت !![]()
8- يه استراحت عميق مي خوام .........![]()
چه روز سردي بود . صبح زود با تمام وجود هوا رو نفس كشيدم . مهسا هم يه گرامافون خريد با اون اهنگ هنديش .. نميدونم مال چند سال پيش بود ولي خيلي خوشگل و قشنگ بود
. هر روز يكي داره سر ما عقده خالي ميكنه
، امروز هم استاد درس " چند زبانه سازي سيستم " كه كم مونده بود گريه كنه همه 3 ساعت رو نق زد ، آخرشم گفت پاشين برين
. وقتي رفتيم از مهد كودك خواهر زاده مهسا رو بردايم حواي بچگي زد به سرم
...كلاس " نرم افزار رياضي و آمار " فقط سه نفر بوديم. من و مهسا و استاد
ياد گرفتيم 2+6+4 ميشه 12 ولي
از يه راه ديگه حالا من توي كلوب هم آنلاين بودم ولي مجبور بودم هواسم به درس باشه
همين جوري
1- خدا رو دوست دارم به خاطر صبح روز هاي پاييزي
2- مبل هاي 18 ميليوني خوشگل نبودن
3- سرم بود ( الانم سردمــه )
4- مسئول سايت استعفا داد
5- 57 تا اس ام اس ايرانسل داشتم 
6- موقع برگشتن يه موتوري داشت زيرم ميگرفت
7- ماست موسير و چيپس فلفلي وااااااي هيشكي نديد جز خـــدا 
8- يه اتفاقي قراره بيافته ، ديروز دوبار با ماشين مهسا از دو تا تصادف جاني جون سالم به در برديم امروز از موتوريه
9- من و تصادف ؟ هم قاقيه هم نيستيم اصلاً
10- بوي مهد كودكمون با اون خمير بازياش ..حتي لاك پشت دختر مدير مهدمون هم يادمه ..
11- 15 سال قبل خيلي حالم خوب بود
12- به چند نفر كمك كردم
13- امشب هم دلم تنگه
روز خوبي بود . كلاً توي يوني بيكار بوديم ولي با مهـــسا سر يه موضوع كلي خنديديم
امروز بعد چند روز ، لبهام داشت لبخند رو حس مي كرد
كارآموزي توي سايت دانشگاه خيلي مزخرفه ، مخصوصاً وقتي كه مسئول سايت عقده هاشو سر تو خالي كنه
وااااااي فــــردا هم كه حذف اضافه هستش
و حسابي سرويس ميشيم ، بايد يه جوري جيم شم عصري تصميم گرفتيم افطاري با هم باشيم
، يه دور رفتيم وليعصر و بعد پيتزا پاليز . خوب بود ولي من ميل نداشتم اصلاً
كي مياد اون روز كه من برم ايتاليا يه پيتزاي واقعي بخورم
؟؟؟(بيلــاخ) اين همه جا پيتزا مكزيكي سفارش داديم هيچ كدوم يه مثقال هم فلفل ندارن ..
برگشتني يه بارون و رعد و برقي شروع شد . دست مهسا درد نكنه كه تا خونه رسوند
دست هر دو تا مهسا درد نكنه كه نمي ذارن غمگين و نا اميد باشم .
همين جوري :
1- دلم تنگه
2- گالري پگاسوس وليعصر و اون دوتا مرد ريش دراز يادم نمي رن . فوق العاده بودن
3- تحمل قيافه بعضي ها تو دانشگاه خيلي سخته
4- ترم آخر بودن خيلي بده ( مخصوصاً كه 4 ترمه بپيچوني )
5- مامان بزرگ از دستم عصباني شد . بعد 1 هفته ديده ميگه افتضاح لاغر شدي
6- اين حرفو يكي از بچه هاي دانشگاه هم گفت
7- خبر از دل پر درد من كسي ندارد..
8- كلي برچسب فشن و ايمو از سرخه جمع كردم ، يادم رفت بيارم
( خاك بر سرم )
9- چرا توي ايران نميشه استيله ايموي واقعي داشت ؟ واقعاً بد بختيه ها
10- ساناز رو ديدم
11- نگرانيم هم بابت خواب وحشتناك ديروزم هم حل شد
12- دل به دل شديداً راه داره